حضرت فاطمه زهرا(س)
ولادت

السلام عليك يا فاطمة الزهرا يا فاطمة الزهرا يا بنت رسول الله يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله
************************************
قطعه و مفرد
كوچه
روز مادر كه همه خانهي مادر بروند
ليك سادات بدانند كه از كوچه گذر بايد كرد
رباعي و دوبيتي
مادر آل محمّد(ص)
عرشيان يكسره تكبير زنان آمدهاند
خيلِ خوبان بهشت خنده كنان آمدهاند
بوي ياس است و صدايي كه فقط ميگويد
مادرِ آل محمد به جهان آمدهاند
سرچشمه
امشب شده فرش و عرش در شادي و سور
گرديده نبوت و امامت به سرور
چون كرده عطا خدا به احمد، زهرا
سرچشمهي يازده چشمهي نور
بهشت
آن شب كه به معراج تو رفتي از هوش
آن سيب بهشتي كه به جان كردي نوش
با اذن خداوند كريم و رحمان
امروز شده بهشتِ تو در آغوش
رخسار
چون لحظهي مولود تو گرديد، رسول
گويي كه بود ذكر و ثنايي به لبش
رخسار تو را نبي ببوسيد و گريست
آن روز ندانست كسي از سببش
اشعار عروضي
ماشاء الله
ديگر امشب سحر عاشقي آغاز شده
لب جبريل به روحِ نبي همراز شده
بيگمان مكه كنون شاهد اعجاز شده
چشم زهرا به سوي چشمِ پدر باز شده
بانوي حجب و حيا آمده ماشاء الله
بگو امّ النجبا آمده ماشاء الله
* * *
عرشيان بي سر و پا خنده كنان ميآيند
همه زنهاي بهشتي ز جنان ميآيند
اهلِ آگه به همه علمِ نهان ميآيند
بهرِ ديدار شه كلِ زنان ميآيند
بزم افلاك سرشتان همه در زمزمه است
شب ميلادِ پر از ميمنتِ فاطمه است
* * *
ياس خود را نبي هر لحظه ببويد بهبه!
از عيونش گل احساس برويد بهبه!
با سرشكش رخ آن غنچه بشويد بهبه!
طفل خود سجده كنان بيند و گويد بهبه!
حق به دلدارِ خودش عالمي از دل داده
به رسول نبوي يك مه كامل داده
* * *
اين كه بر بالِ خديجه نورگون چون ماه است
از دلِ شادِ علي شاه عرب آگاه است
مادرِ پاك حسن، زينبِ غمگين آه است
به خدا مادرِ مظلومهي ثارالله است
او خودش اسوهي تابندهي زنها باشد
به خدا بهرِ پدر امّ ابيها باشد
معراج
تو شهر مكّه خونهاي محفل حق پرستي بود
خديجه همراه رسول مركز كل هستي بود
وقتي به معراجِ صفا ميرفت وجود مصطفي
رسيد به جايي كه ديگه اونجا ميشد جاي خدا
كسي نتونست كه بره همره ختم الانبياء
ندا رسيد محمّدم رسول من بيا بيا
ذكر ملائك همگي صل علي محمده
يه سيب سرخ عاشقي تو دست پاكِ احمد
وقتي كه سيب دو نيمه شد، عرش و سماء مجنوني شد
ميون گلبرگ گلي، سيب اومد و مهموني شد
بدون كه اون نور فاطمهست فاطمه نور رحمته
هر كي كه با زهرا باشه هميشه جاش تو جنّته
دوست علي و فاطمه، با دشمنا يار نميشن
خوب ميدونيم عاشقاي زهرا گنهكار نميشن
افتخار
هست اين برايم افتخار هستم گداي فاطمه
پر ميزند مرغِ دلم پر در هواي فاطمه
گر جان دهم در راه او صد پاره پيكر هم شوم
باشد سعادت اي خدا باشم فداي فاطمه
شد توتياي چشمِ من روشن نماي قلب من
خاك بقيع خسته و غربت سراي فاطمه
جز او ندارم در سرم هرگز خيالِ ديگري
خود را به مسلخ ميبرم تنها براي فاطمه
هر جا كه ذكر نام او بر لب تجلّي ميكند
در سينه غوغا ميكند مهر و لواي فاطمه
گر او طلب كردي ز من هستي و دنياي مرا
عمر و تمام زندگي ريزم به پاي فاطمه
از كودكي تا مردنم هر لحظه نامش ميبرم
دارم به قلب عاشقم شور و نواي فاطمه
عقده
مرغِ عشقِ تو داره تو قلب من پر ميزنه
كفتري محبتت اين در و اون در ميزنه
شبِ ميلاد تو من يه بغضي تو نگام دارم
كاشكي مهديات بياد هزار هزار كلام دارم
وقتي كه نغمهي اسمت رو لبم سر ميزنه
ضربانِ قلب من اون لحظه تندتر ميزنه
هر كجا كه ميرسم اين و ميگم بيواهمه
دشمن دشمناتم هميشه من يا فاطمه
به شفاعت تو دل بسته دلِ شكستهام
نظري كن بيبي جان ببين كجا نشستهام
يه جوازِ مدينه وجودم و شفا ميده
من شنيدم كه بقيع ويزاي كربلا ميده
بذار تا امشبه رو زندگيم و فدات كنم
واسه يك بارم شده مادر تو رو صدات كنم
اشعار نو
در حال آماده سازي ...
ذكر و سرود
حمد
دل من امشب خدايا هوس ميخونه كرده
براي مولودِ زهرا خودش و گلخونه كرده
نه كه يك بار صد هزار بار ميگم مجنون فاطمهام
نه كه امشب صد هزار شب ميگم مهمون فاطمهام
يا زهرا يا زهرا يا مولاتي يا فاطمه (2)
مينويسم روي قلبم، مقيمِ كوي مدينه
ميفرستم من سلامي سوي بانوي مدينه
هم ذكرم ، فكرم، هميشه در افكارمه
ميدونم، تو عمرم، مددِ بيبي يارمه
يا زهرا يا زهرا يا مولاتي يا فاطمه (2)
شب ميلادش كه ميشه همه عالم غرقِ نوره
رسول الله مست شور و علي مولا در سروره
همه دلها همه لبها در ذكر حمدِ ياربّه
اين گوهر اين كوثر مام حسين و زينبه
يا زهرا يا زهرا يا مولاتي يا فاطمه (2)
پرنده
وقتي ميگم يا زهرا دلم پرنده ميشه
تو سبقت از ملائك بازم برنده ميشه
زهرا خودش خورشيد مشرقينه
زهرا گلِ نبي و نورِ عينه
زهرا خودش بهارِ عالمينه
بذار بگم كه مادرِ حسينه
صلي الله عليك ـ يا فاطمة الزهرا(4)
تمام آسمونها ذرهاي از نگاشند
تمام كهكشونها فرش به زير پاشند
خانم خيلي رئوفه، مهربونه
درد همه گرفتارا ميدونه
هر كي ميخواد كه درد اون دوا شه
حرز شريف فاطمه باهاشه
صلي الله عليك ـ يا فاطمة الزهرا(4)
قسم به عشق پاكش كه نام اون عليه
زهرا فقط تو عالم مظلومه اوليّه
خانم زهرا قسم بر عشقِ حيدر
قسم بر نسل پاك و نيكِ كوثر
مدد كن تا بقيعت رو ببينم
مثِ مهدي روي خاكا بشينم
صلي الله عليك ـ يا فاطمة الزهرا(4)
مبارك
بر دو عالم مژده بادا بهرِ قرآن كوثر آمد
بر پيمبر از خداوند بهرِ ياري دختر آمد
بر نبي بادا مبارك
مادرِ پيغمبر آمد
گشته روشن چشم حيدر
چون كه او را ياور آمد
حضرت زهرا خوش آمد (3)
بارِ ديگر رحمتِ حق سوي عالم جلوه گر شد
در قلوب فاطميون عشق زهرا شعله ور شد
چون پيمبر فخر عالم
نخلِ عمرش پر ثمر شد
آسمانِ نه فلك هم
غرق نورِ اين گوهر شد
حضرت زهرا خوش آمد (3)
آسمانِ شهرِ مكه شامِ تيرگي سر آمد
حاميِ دين، عشقِ حيدر، به ولايت ياور آمد
صبح صادق رخ عيان كرد
شمس پاكيها بر آمد
شده خندان قلبِ احمد
چون نبي را مادر آمد
حضرت زهرا خوش آمد (3)
شعف
چشمِ گل بارونيه
كارِ دل حيرونيه
گمونم پيش خدا
تو سماء مهمونيه
حضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)
اومدند فرشتهها
همره بهشتهها
شده بزمِ شعفِ
همه حق سرشتهها
اومد اونكه گوهره
اون كه مام پدره
از تموم مادرا
به خدا زهرا سره
حضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)
اومده نورِ شفق
روحِ كلِ ما خلق
انبياء و اولياء
محو اين خلقت حق
گل طاها اومده
هستِ بابا اومده
از گلستان خدا
ياسِ مولا اومده
حضرت زهرا مدد ـ حضرت زهرا مدد(4)
احساس
دامان خديجه پر شد
از بوي گلِ ياسِ عشق
چون سينهي پيغمبر شد
نجواگر احساسِ عشق
خانه گرفته چه آب و رنگي ـ كي ديده نوري به اين قشنگي
اين سرورِ كلِ زنهاست
امّ الحسنين و زهراست
يا سيدتي يا زهرا (2)
اومد گلِ ياسِ حيدر
تا دل بگيرد از يارش
حيدر شده محو نورِ
رخسارِ تنها نگارش
خدا چه ميلادِ پر سروري ـ نوري به سينه گرفته نوري
دلم شده در مناجات
از مقدمِ مامِ سادات
يا سيدتي يا زهرا (2)
تاج
آمده ماه عالمين
بهرِ نبي نورِ دو عين
فاطميون، حسينيون
آمده مادرِ حسين
فاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)
دستِ همه سوي تو
جانِ همه سبوي تو
نشسته گنج خانهاش
نبي به گفتگوي تو
فاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)
اي سبب كون و مكان
فاطمه اي نورِ جهان
اي از ازل تا به ابد
تاجِ سرِ كلِ زنان
فاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)
دلم هميشه در دعا
اين رو ميگه بيواهمه
كي ميشه اي خدا برم
يه بار بقيعِ فاطمه
فاطمه جان فاطمه جان ـ فاطمه جان فاطمه جان(2)
سيدتي
نور حق برآمد
عمرِ شب سر آمد
كه بر محّمد امشب
يكّه دختر آمد (2)
بر لبم اين زمزمه شد ـ فاطمه فاطمه
درد و غمم خاتمه شد ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه (3)
جان كوثر آمد
دل و دلبر آمد
جار بزنيد تو دنيا
عشق حيدر آمد (2)
تو هستيِ پيمبري ـ فاطمه فاطمه
دفترِ راز حيدري ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه (3)
گشته مكّه مجنون
دو جهان چراغون
دشمناي پيمبر
همگي هراسون
اون حاميِ ولايته ـ فاطمه فاطمه
سرچشمهي امامته ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه
سيدتي سيدتي ـ فاطمه فاطمه (3)
جام
دل شده جامِ زهرا
عبد مرامِ زهرا
تمام افتخارم
منم غلامِ زهرا
يا فاطمه يا زهرا (3)
فاطمه جان فدايت
هر دو جهان گدايت
اين دل پر گناه و
از تو كمي عنايت
يا فاطمه يا زهرا (3)
اي مه و ماه حيدر
پشت و پناه حيدر
مانده دو چشم تو در
عمقِ نگاهِ حيدر
يا فاطمه يا زهرا (3)
شور و بحر طويل
يا فاطمه يا فاطمه ـ يا فاطمه يا فاطمه(2)
توي صحراي حجاز، دشمناي پدرت هزار هزار، منو طعنه ميزدند، هي ميگفتند كه نبي يار ندارن، يار و غمخوار نداره، يه پرستار نداره، اين نبي بعد علي بي ياره كوثر نداره، صدفش ذرهاي گوهر نداره، اومدي ديونه كردي فاطمه، دشمن و ويرونه كردي فاطمه، ببين از لبهاي من خنده ميآد، هر دو چشمات بابا حرف ميزنه، گل گلخونهي من، يكي يك دونهي من، فاطمه چراغ آشيونهي من، گرميِ خونهي من، زهرا من فداي خندههات بشم، زنده از دواي اون نگات بشم، نگاه كن علي خريدار توئه، گرد گهواره نگهدارِ توئه، پس نگهدار علي باش باباجون، هر كجا باشه تو هم پيشش بمون، اون غريبه مثل تو فاطمه جون، علي مثل منه اون يار نداره، يه روزي چشماي اون خون ميباره، تو كوچه شرر به آهش ميزنند، سيلي به صورت ماهش ميزنند ...
مادرِ سادات، مادرم زهرا(3)
دلِ ديونه، مي و ميخونه، همهي عالم، شده گلخونه، شبِ ميلادت، به تو دل بسته، گلِ پيغمبر، اين دلِ خسته، اسم زيبايت، به لبم هر شب، اي خدا اومد، مادرِ زينب، ميگم اين حرف و، مرد و مردونه، دل من هر جا، تو رو ميخونه، كسي كه دل رو، به تو ميبنده، وقتِ جون دادن، ديگه ميخنده ...
امّ الائمه يا زهرا ـ يا زهرا ـ يا زهرا (2)
فاطميون لاله بياريد برا گلها ژاله بياريد
خورشيد عاشقا دميده مادرِ سَيّدا رسيده
* * *
همه عالم مستِ نگاهش شيعيانش زيرِ پناهش
عشقِ زهرا خيلي نيازه از دلامون طلا ميسازه
* * *
دل اومد دلبر اومد سرور اومد ساغر اومد
مي اومد مستي اومد هستي اومد كوثر اومد
به حيدر دلبر و قلبِ نبي را نورِ عينه
خوشم از اين كه زهرا مادرِ آقام حسينه
دلم ميخواد يه روزي مثلِ خاكِ زيرِ پاش شم
بميرم پيش چشماش من شهيدِ گفتههاش شم
* * *
زماني كه خديجه فاطمه را در جنين بود
خدا داند كه زهرا مادرش را همنشين بود
بسان لحظهاي كه در رحم آن مه جبين بود
حسين هم فاطمه را در جنين چون همنشين بود
چه كس ديده كه فرزندي چنين مانند مادر
كه هر دو بهرِ مادر بودهاند دلدار و دلبر
عرشيان يكسره تكبير زنان آمدهاند
خيلِ خوبان بهشت خنده كنان آمدهاند
بوي ياس است و صدايي كه فقط ميگويد
مادرِ آل محمد به جهان آمدهاند
حضرت فاطمه ـ يا فاطمه (3)
هست اين برايم افتخار هستم گداي فاطمه
پر ميزند مرغِ دلم پر در هواي فاطمه
گر جان دهم در راه او صد پاره پيكر هم شوم
باشد سعادت اي خدا باشم فداي فاطمه
شد توتياي چشمِ من روشن نماي قلب من
خاك بقيع خسته و غربت سراي فاطمه
جز او ندارم در سرم هرگز خيالِ ديگري
خود را به مسلخ ميبرم تنها براي فاطمه
هر جا كه ذكر نام او بر لب تجلّي ميكند
در سينه غوغا ميكند مهر و لواي فاطمه
گر او طلب كردي ز من هستي و دنياي مرا
عمر و تمام زندگي ريزم به پاي فاطمه
از كودكي تا مردنم هر لحظه نامش ميبرم
دارم به قلب عاشقم شور و نواي فاطمه