حضرت معصومه (س)

ولادت

 

اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ،  اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَديجَةَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ اَمير ِ الْمُؤْمِنينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَيْن ِ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يا عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه ِ، اَلسَّلامُ عَلَيْك ِ يابِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ، وَ رَحْمَةُ اللّه ِ وَ بَرَكاتُهُ 

***************************

قطعه و مفرد


معصومه
لقب گرفته‌اي از حجت خدا چون كه
رضا تو را گرفت در آغوش و گفت معصومه

ذوب
همچو شيشه‌اي شكسته اومدم تو حرمت
تا كه با شعله نگاهت من و ذوبم بكني

رباعي و دوبيتي


زهرا‌(س)
امشب كه گلي نجمه به بر آورده
بر سينه‌ي عرشيان شرر آورده
گويند به گوش هم در افلاك و زمين
حق حضرت زهراي دگر آورده

اشعار عروضي


 بارگاه
به دل حك شد به خط آشنايي
شب ميلاد و آغازِ گدايي
گداي بارگاهِ سبزِ عشقم
ببين امشب دلم گشته هوايي
به پيش پاي تو غرقِ سرشكم
كه شايد سر زني بر بي‌نوايي
كريمه كاسه‌ام بنگر كه بالاست
كرم بنما تو هر چه مي‌تواني
تويي معصومه، عصمت پيش رويت
كند سجده از اين نورِ خدايي
تويي بانوي قصرِ سرخِ مذهب
كه با زينب هميشه هم صدايي
همين بس از تو اي معصومه جانم
لقب گيرنده‌ از جامِ رضايي
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
كه سر تا پا چنين زهرا نمايي
همه امشب كنارِ بارگاهت
من و اين گريه و فصلِ جدايي
دلِ فطرس شده در شامِ ميلاد
اسيرِ گنبدِ زردِ طلايي

كريمانه
اي گوهر درّدانه، يا حضرت معصومه
اي روح كريمانه، يا حضرت معصومه
موسي به برش گلشن، شد ديده‌ي او روشن
ياسي‌ تو به گلخانه، يا حضرت معصومه
نجمه شده روحاني، ‌از آن رخ عرفاني
گويند به كاشانه، يا حضرت معصومه
چشمانِ رضا خندان، قلبش چو درّي غلطان
از ديدن جانانه، يا حضرت معصومه
اي چشمه‌ي پاكي‌ها، اي مَضجَعِ خوبي‌ها
آباديِ ويرانه، يا حضرت معصومه
حوا شده مسرورت،‌ مريم كمي از نورت
اي روح مسيحانه، يا حضرت معصومه
بانو نظري بنما، امشب تو بر اين نجوا
از عاشقِ ديوانه، يا حضرت معصومه

طلوعِ عصمت
اي همه آسمانِ شده، خيره‌ به هر نگاه تو
چشم رضا ستاره شد، مانده كنارِ ماهِ تو
لشگرِ حوريان ببين، برگِ خزانِ مقدمت
آمده‌ تا كه بال خود، فرش كند به راهِ تو
سينه‌ي كاظم ار شده، شاد ز مقدم شما
برده قرار نجمه‌ را، خنده‌ي گاه گاهِ تو
وقتِ ظهور عفت و طلوعِ عصمت آمده
مانده شبِ سياه دل، منتظرِ پگاه تو
كي بشود كه شاعري، مدح كمال گويدت
وصف كند ز گوشه‌ي گنبد و بارگاه تو
كاش كني عنايتي، ز روي لطف و مرحمت
هميشه باشد اين دلم، مرغكِ در پناه تو
خجل به محشرم مكن، به پيشِ چشم ديگران
ديده‌ي انتظار من، شفاعت و اله تو


اشعار نو


در حال آماده سازي ...
 


ذكر و سرود


شفيعه
آسمون‌ها گل براش هديه آوردند
كهكشون‌ها عطرش و هر جا مي‌بردند
هر ستاره مستِ ديدارِ دوباره‌اش
هر فرشته دلا رو به اون سپردند
از سماء ندا مي‌ياد مقام اون خيلي رفيعه
من و روزِ‌ محشر و لطفِ تو بانويِ شفيعه
معصومه جانم يا معصومه جانم (3)
هر فرشته دلْ گره زده به بالش
چشمِ نجمه به گلستانِ جمالش
نور اين گل كه شبيهِ گلِ ياسه
شده موسي مستِ حجبِ بي مثالش
دختري اومده تو عرش و سما كه بي‌قرينه‌است
به همه مژده بديد ثاني زهراي مدينه‌است
معصومه جانم يا معصومه جانم (3)
همه عالم پيش پاش سر به سجودند
حوريان از قدمش گرمِ سرودند
در حضورِ رخِ درياي كرامت
ديگه زنها مثل يه چشمه و رودند
هر چي از كرامتش دم بزن بازم نگفتم
عمري اين كريمه پشت و پناهمه نيفتم
معصومه جانم يا معصومه جانم (3)

كريمه
يه دلم عاشق و حيرون
يه دلم شيدا و مجنون
به دلم مي‌گم نخور غم
اومده باغ و گلستون
ديدن گل هاي خنده روي لب چه باصفاست
شب عيدِ خواهرِ اربابمون امام رضاست
مولاتي يا معصومه ـ يا معصومه ـ يا معصومه (3)
كي مي‌گه كه من ندارم
تو فقيري بي قرارم
توي دنيا پادشاهم
تا كه اين بي‌بي رو دارم
چيزي كه عيونه آخر ديگه حاشا نداره
نوكر معصومه تو زندگي غوغا نداره
مولاتي يا معصومه ـ يا معصومه ـ يا معصومه (3)
يه دلم شهر مدينه‌ ست
تو بقيعِ بي قرينه‌ ست
خنده معجون شده با اشك
شب بانويِ كريمه ست
من كه امشب با يه قلبِ بي‌ريايي اومدم
تو حريمِ اين كريمه به گدايي اومدم
مولاتي يا معصومه ـ يا معصومه ـ يا معصومه (3)

شراره
امشب اين قلبِ من شراره داره ـ معصومه جان
آسمونِ چشام ستاره داره ـ معصومه جان
هوس ضريحت و نظاره داره ـ معصومه جان
مي‌گم با نم نم چشام با اين نواي شيدا
كريمه‌ي آلِ نبي خوش آمدي به دنيا
سيدتي سيدتي يا معصومه جانم (3)
هر چي بارون به پيش پات مي‌بارم ـ معصومه جان
سر رو بر ضريح با صفات مي‌زارم ـ معصومه جان
قلبِ مجنون برات هديه مي‌آرم ـ معصومه جان
شكوفه بارونه خدا به سرسراي كاظم
صل علي محمدِ ذكر و نواي كاظم
سيدتي سيدتي يا معصومه جانم (3)
شب عيد و دلم بهونه داره ـ يا فاطمه
نغمه گرم و عاشقونه داره ـ يا فاطمه
هواي گنبد و آشيونه داره ـ يا فاطمه
از حرمت تا به بقيع دلم اسيرِ غوغا
فاطمه‌ي معصومه‌اي هستي شبيه زهرا
سيدتي سيدتي يا معصومه جانم (3)

مرحبا
مرحبا اي مهربان همسرِ موسي
گهري آورده‌اي در برِ موسي
خانه نوراني شده اهل دل شادند
از وجودِ مقدم دختر موسي
معصومه جان معصومه جان ـ يا معصومه (4)
مي‌رسد از آسمان بانگ و فريادي
كاظم از شوق و شعف مي‌كند شادي
با نگاهي بر گلِ روي آن دختر
كاظم از مادر كند دم به دم يادي
معصومه جان معصومه جان ـ يا معصومه (4)
حضرت موسي الرضا با دلي پر شور
در بغل معصومه را، وصلِ نورٌ النور
زير لب دارد رضا صد دعاي خير
از براي خواهرش چشم دشمن كور
معصومه جان معصومه جان ـ يا معصومه (4)
اهلِ قم اهلِ جهان در پناه تو
مركزِ پرگارِ دين پايگاهِ تو
اي گل موسي تويي چون اميدِ ما
روز محشر عفوِ ما در نگاهِ تو
معصومه جان معصومه جان ـ يا معصومه (4)

شفاعت
جانِ عالم گردِ راهت
حسرت دل يك نگاهت
مي‌برد از عاشقان دل
يك نما از بارگاهت
يا فاطمه اشفعي لي في الجنه (2)
شمس روحم، مهر و ماهم
تكيه‌گاهم جان پناهم
كن شفاعت روز محشر
بنده‌اي غرقِ گناهم
يا فاطمه اشفعي لي في الجنه (2)
اي حديثِ سوز و سازم
زندگي را رمز و رازم
پيشِ چشمم چون صراط است
نامِ تو مهرِ جوازم
يا فاطمه اشفعي لي في الجنه (2)

 

شور و بحر طويل


مددي معصومه جانم (3)
آمدي جلوه‌ي كوثر ـ حامي دين پيمبر ـ شبيه زهراي حيدر ـ دخترِ موسي بن جعفر ـ عالم گشته منور ـ از تو اي ياسِ مطهر * تو كريمه‌‌ي اميدي ـ تو كه نوري و نويدي ـ تويي شرح هر سفيدي ـ تويي دشمن پليدي * تو به درد ما شفايي ـ از تبارِ مصطفايي ـ تو بهارِ مرتضايي ـ تو حديث هل اتايي ـ ثانيِ خير النسائي ـ معدن صدق و صفايي ـ مظهر لطف و وفايي ـ بانويي حاجت روايي ـ تو به غربت آشنايي ـ چونكه خواهرِ رضايي . . .

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط حسن فطرس  |