حضرت علي بن موسي الرضاعليه السلام

ولادت

 

 اللهم صل علي، علي بن موسي الرضاَ المُرتضي الامامِ التَقيِّ النَقيّ و حجتِكَ علي مَن فوقَ الارضِ ومَن تحتَ الثَري الصِّديقُ الشهيدِ صُلوةَ كثيرةَ تامَّةَ زاكيةَ متواصِلَةً متواتِرةَ مترادفةً كافضلِ ماصلَّيْتَ علي احدٍ مِن اوليائِك

***************************

قطعه و مفرد


نگاه
از آن زمان به گوشه نگاهت شدم دمي مهمان
هنوز درون نگاهت شناورم مولا

مركز
امشب كه چنين مركز هستي شده ايران
بر آل محمد صلواتي بفرستيد

شكوفه
شكوفه بريزيد بر همنام مرتضا
مژده بديد آمد مولانا موسي الرضا

 

رباعي و دوبيتي


پناه
حق معرفتي به هر نگاهم داده
در حلقه‌ي عشق خويش راهم داده
اين ها همه علتش فقط يك چيز است
ايراني‌ام و رضا پناهم داده

غنچه
لحظه‌هاي شادي دلهاي ما آغاز شد
باز ذكرِ حمد حقِ با سينه‌ها دمساز شد
امشب از يومن قدومت يا علي موسي الرضا
غنچه‌‌اي از گلشن آل محمد باز شد

اشعار عروضي


ذاكر
يا رضا جان كن مدد بر خوانِ تو مهمان منم
در شبِ ميلادِ تو دلْ‌تشنه‌ي درمان منم
دست من از عيدي لطف و شفاعت خالي است
پادشاهي من گدايم، دست بر دامان منم
در بيابان خطا گم كرده‌ام راهِ نجات
ضامن آهويي و آهوي سرگردان منم
هشتمين نور و دهم مولاي خوبان يا رضا
ده پناهم بي‌پناهم در جهان، حيران منم
عهد كردم تا نگيرم حاجتم را اي رئوف
تا سحر كوبم درِ ميخانه و گريان منم
دست بر هم مي‌زنم همچون تمامِ عاشقان
تا كنم جلب نظر ‌جانا، كه دست افشان منم
نوش كردم باده‌ي مهرِ تو را از كودكي
تا به پيري ذاكر اين ذكرِ يا سلطان منم

ستارگان
جمله ستارگان همه سينه سپر نموده اند
پشت به شمس و زهره و قرص قمر نموده اند
بر سر بام منزلِ دلبر ما چو اختران
خيره به حجره گشته اند چشم به در نموده اند
گفت به گوش اختري اختر غرق نور، خود
از چه تمام اختران شور و شرر نموده اند
گفت جواب، دم مزن هلهله را ببين كه چون
نفخه ي عشق در خور كافر كر نموده اند
يك نظري نما تو بر سر درِ خانه ي بهار
خانه و حجره گوئيا طلا به بر نموده اند
حجره ي كيست اخترا اين همه گوئي اش ثنا
شرم ز او ستارگان پرده به سر نموده اند
حجره ي دلبر خداست حجره ي شاه دلرباست
آنكه فرشتگان ز او سرمه بصر نموده اند
حجره ي غرق نور ما حجره ي كوثر و عليست
نقش رضاست بين او با گل و پر نموده اند
نور فقط نقاب اوست نجمه به پيچ و تاب اوست
كاظم و نجمه بهر حق هديه پسر نموده اند
خنده ي او چه مي كند با دل اهل معرفت
جمله زمين و آسمان تاي كمر نموده اند
فاطمه و نبي ببين دست به دست حيدرند
نذر وجود حضرتش درّ و گهر نموده اند

 

اشعار نو


در حال آماده سازي ...
 

ذكر و سرود


آهو
بازم يه آهو اومده تو حرمت نشسته
چشماي خيس و خسته‌اش و به كرمِ تو بسته
نذار كه اين آهو بره با اين دلِ غمينش
صياد بي رحمِ گناه نشسته تو كمينش
آهوي خسته‌‌ منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يه دل شكسته منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يا علي موسي الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)
تو شب ميلاد رئوف دست من و عنايت
باز اومده آهوي تو واسه كمي ضمانت
مي‌خوام كه مثلِ قديما رامِ تو با صفا شم
ردّم نكن بذار بازم قربونيِ رضا شم
آهوي خسته‌‌ منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يه دل شكسته منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يا علي موسي الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)
يادم مي‌آد وقتي منو داشتي جدا مي‌كردي
از ميونِ غصه و غم منو رها مي‌كردي
يه حس و حالي هي مي‌گفت يه وقت نشي غريبه
آقا رو داشته باش كه هم امام و هم حبيبه
آهوي خسته‌‌ منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يه دل شكسته منم ـ امام رضا ـ امام رضا
يا علي موسي الرضا ـ مدد رضا جان رضا (3)

گره گشا
وقتي قدم تو حرم امام رضا گذاشتم
پاي ضريح با صفاش دلم رو جا گذاشتم
دلم غلامش شده
آهوي رامش شده
يا علي موسي الرضا
همش كلامش شده
يا علي موسي الرضا - يا علي موسي الرضا (2)
**********
ميون ايوون طلاش يه آرزويي كردم
منم مث كبوتراش دورِ سرش بگردم
تا به ابد يارشم
هميشه بيمارشم
به گردنم حق داره
چونكه نمك خوارشم
يا علي موسي الرضا - يا علي موسي الرضا (2)
 كنار اون سقا خونه اش اشكاي دونه دونه
كي مثل تو امام رضا درد منو مي دونه
حال و هوايم تويي
نغمه و نايم تويي
آقا تو اين بي كسي
گره گشايم تويي
يا علي موسي الرضا - يا علي موسي الرضا (2)

رونما
مژده كه ماه هشتمين
دشمن ظلم و جور و كين
ضامن خسته آهوان
آمده مقتداي دين
يا علي ـ يا موسي الرضا (3)
شام سيه سحر شده
موسم غم به سر شده
كاظم آل مصطفي
صاحب گلْ پسر شده
يا علي ـ يا موسي الرضا (3)
زندگيم فداي تو
عرش و سما گداي تو
اهل فلك به صف شده
در صفِ رونماي تو
يا علي ـ يا موسي الرضا (3)
جلوه‌ي ذات كبريا
حال مرا نظر نما
مي‌شنوم ز عرش حق
نغمه‌ي يا رضا رضا
يا علي ـ يا موسي الرضا (3)

نگاه حرم
پر مي‌زنه مرغِ دلم سوي تو
تا كه بشه ديوونه‌ي كوي تو
گفتي مي‌آي لحظه‌ي جون دادنم
من مي‌ميرم تا ببينم روي تو
آقام رضا ـ يا علي موسي الرضا (3)
مركز اين سينه‌ بود جاي تو
ديده فداي رخِ زيباي تو
سر به قدومت بگذارم رضا
تا بشوم شاهدِ رؤياي تو
آقام رضا ـ يا علي موسي الرضا (3)
عاشقم و عاشقِ سيماي تو
از كوچيكي دل شده شيداي تو
اينقده دل اومده پاي ضريح
تا كه بشه نذرِ تماشاي تو
آقام رضا ـ يا علي موسي الرضا (3)
جان به فداي حرم و نام تو
مي بده ظرفِ دلِ من جام تو
مثلِ كبوتر مي‌زنم بال و پر
لوله‌ي من هر گوشه‌ي بام تو
آقام رضا ـ يا علي موسي الرضا (3)
وقتي تو اون صحن و سرا مي‌روم
با صد هزار شور و نوا مي‌روم
وقتي مي‌شم محوِ نگاهِ حرم
انگار دارم كربلا مي‌روم
آقام رضا ـ يا علي موسي الرضا (3)

پيمانه
ساقي بده پيمانه‌اي كه دل و دلبر آمد
علي ابن موسي الرضا گلِ حيدر خوش آمد
امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا (2)
ز ميِ سقاخانه‌ات قدحي ده بنوشم
مادر از نامِ پاك تو زده حلقه به گوشم
دلِ من مانده در بزمِ صدفِ عشقِ ساقي
گل عشقِ تو را مولا كجا هرگز فروشم
امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا (2)
دلم امشب ديوانه‌ي گلِ رويت رضا جان
شده امشب مستانه‌ي سر كويت رضا جان
چشم به راه عنايت شد، سر به زيرِ خجالت
تو بخوان تا دمي آيد او به سويت رضا جان
امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا (2)
چه بگويم از نورِ آن حرم و بارگاهت
بده تسكين دردِ مرا با درمانِ نگاهت
ماهي ميان سينه‌ام به نامِ تو كشيدم
مركزِ پرگار دل و دل شده گِردِ ماهت
امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا ـ امام رضا مولانا (2)

 

شور و بحر طويل


رضاجان رضا جان
اي ضامن آهو (رضا جان رضا جان) ـ اي دلبرِ خوشرو ـ مجنون تو هستم ـ دردانه‌ي مهر رو * اي شاه خراسان ـ اي عقل و دلِ و جان ـ امشب شده‌ام من ـ بر خوانِ تو مهمان * اي سوز و گدازم ـ اي راز و نيازم ـ امشب بزن از لطف ـ مهري به جوازم *  اي حاصلِ كوثر ـ از آلِ پيمبر ـ تو فاتح عالم ـ اي زاده‌ي حيدر * اي شاهِ ولايت ـ من گشته گدايت ـ لب مي‌زنم امشب ـ بر جامِ ثنايت

رضا(ع)
گل حيدر (رضا) ـ عشقِ پيمبر ـ غنچه‌ي كوثر ـ شافع محشر * ز تو مستم ـ بده به دستم ـ مي الستم ـ عاشقت هستم * گلِ زيبا ـ اي همه غوغا ـ دل شده شيدا ـ بهرِ تو مولا * تويي يارم ـ تويي نگارم ـ چاره‌ي كارم ـ دار و ندارم * تو اميدم ـ همه نويدم ـ عشق تو ديدم ـ جز تو نديدم * تو صفايي ـ مردِ وفايي ـ مي‌گن تو عالم ـ گره گشايي * من غلامت ـ مرغكِ بامت ـ شفاي دردم ـ گفتن نامت * تو نظر كن ـ به دل گذر كن ـ نخل دلم را ـ تو پرثمر كن

يا علي موسي الرضا (4)
شمع و گل و پروونه به دستش
جام و مي و ميخونه به دستش
عالم همه محوِ رخِ زيباش
صدها دلِ ديوونه به دستش
*  *   *
عكس مه و خورشيد تو نگاهاش
مي‌لرزونه دل رو با صداهاش
هر چي كهكشونِ جيره‌خوارش
يك دنيا ستاره زيرِ پاهاش
*  *   *
عاشقي با اون داره صفايي
عشقش به جهان داده جلايي
اين آقا به گوشه‌ي نگاهش

مي‌كنه دلا رو كرب و بلايي
*  *   *
اون كه انتهاي سرنوشته
با محبتش رو دل نوشته
آي زمين و آسمون بدونيد
عاشقِ رضا جاش تو بهشته
*  *   *

آقام آقام آقام امام رضا(3)
كي بوده سر به راهم كرده
كي بوده يه نگاهم كرده
همه عالم خبر دارند كه
منو آقام صدايم كرده
زيارت دل اگه مي‌شه نصيبم
دوستم داره اونه تنها حبيبم
* * *
اگه از من نظر برداره
همه‌ي زندگيم بيماره
اگه مولا نباشه يارم
كار قلبم نگو كه زاره
اگه تو دنيا من غمي ندارم
واسه همينه اين آقا رو دارم


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم شهریور 1393ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط حسن فطرس  |