حضرت امام كاظم (ع)

ولادت

 

السلام عليك يا موسي بن جعفر ايها الكاظم يابن رسول الله يا حجة الله على خلقه يا سيدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله

***************************

قطعه و مفرد


عبدصالح
مكتبِ گفتار و رفتارش سلوك عرشيان
عرشيان او را به نام عبد صالح خوانده‌اند

 

رباعي و دوبيتي


سرودني
هر لحظه سرودني‌ست امشب غزلش
تا ريخت به كامِ خسته شهدِ عسلش
امشب تو ببين به ديده‌ي دل صادق
يك باغْ گلِ محمدي در بغلش

اشعار عروضي


مشرب
از دست ولايي تو تا جام گرفتم
در محفل ميلاد تو آرام گرفتم
اين سوخته بال و پر من جان دگر يافت
تا جانِ پريدن به سر بام گرفتم
لطف تو مرا رخصت اين كار عطا كرد
من اذن به لب بردن اين نام گرفتم
بر روي لبم نام تو حك گشت و من آندم
با گفتنش از هر دو لبم كام گرفتم
اين راه صداقت كه گذر مي‌كنم از او
از مشرب روحاني‌ات الهام گرفتم
با بود تو شد مذهب من نورِ تشيع
اين سينه شكوفا شد و اسلام گرفتم
گر گوشه عنايات شما لطف نمي‌كرد
اين ذره كجا اين همه اكرام گرفتم؟

بي‌كران
خستگان اين جهان باب الحوائج آمده
عاشقان اي عاشقان باب الحوائج آمده
كاظم است و خشم را ديوانه كرده صبر او
اي به خشم افتادگان باب الحوائج آمده
حاجتي وامانده در پرونده‌هايش مانده نيست
اي گره در كارتان باب الحوائج آمده
اذن داده حق به او از بهرِ حلِ مشكلات
دستگيرِ بي كسان باب الحوائج آمده
عالم بالا همه آواره‌ي خنديدنش
نور چشم عرشيان باب الحوائج آمده
بال‌هاي بسته را امشب دوباره وا كنيد
رهنماي آسمان باب الحوائج آمده
زانوي غم را رها سازيد اي غم ديدگان
آن اميدِ بي‌كران باب الحوائج آمده

عريضه
مي‌خوام امشب تو دلم عكست و تصوير كنم
تا بتونم يه نم از حرفات و تفسير كنم
مي‌خوام امشب بشينم پاي رهت تا به سحر
اين جوونيم و به پاي قدمت پير كنم
اگه بر روي دلم پا بگذاري تو عزيز
دل و هديه مي‌آرم تا ز تو تقدير كنم
بذا قبل ديدنت ميون حوض اين چشام
خودم بشورم و بهرِ تو تطهير كنم
دل رو سياهِ من خرابِ عصيان و گناست
بذار تا نيومدي اين دل و تعمير كنم
عطر ذكر تو رو بر عرصه‌ي سينه مي‌زنم
مي‌خوام اين سينه‌ي سرگشته رو تسخير كنم
فرصت مونده رو با عريضه‌اي براي تو
نامه‌ي خوبي و خوب بودن و تحرير كنم

 

اشعار نو


در حال آماده سازي ...
 

ذكر و سرود


نسل دريا
ز نسل دريا و تبارِ خورشيدي
كه بر زمينِ جان دوباره تابيدي
من آن شبِ تارم
كه تشنه‌ي ماهم
به ذكرِ يا كاظم
نشسته در راهم
يا سيدي مولا (4)
مرا ببر با خود به كهكشان امشب
فنا شدن را ده به من نشان امشب
الا زلالِ آب
تو بهترين يارم
تخيل و رويا
ببين شده كارم
يا سيدي مولا (4)
تويي پناهِ من، رفاقتِ محضي
براي دستانم، سخاوت محضي
ببين كه دل پاي
ارادتت دارم
بدان هواي آن
عبادتت دارم
يا سيدي مولا (4)

 

شور و بحر طويل


مولا امام كاظم(2)
با مقدم تو مولا حال جهان بهاري
در باغِ دل مي‌خونه همراهِ گل قناري
هم مكه هم مدينه خرسندِ روي ماهت
ابواء شده اسيرِ هر گوشه از نگاهت
*  * *
صادق گرفته آغوش يك كهكشان ستاره
از آسمونِ چشماش الماسِ نور مي‌باره
دلبند عرشيان را مادر بغل كشيده
شادي دهد به قلبِ مجنونيِ حميده