وفات حضرت خديجه (س)
وفات حضرت خديجه (س)

اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا اُمَّ الْمُؤْمِنِينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا زَوْجَةَ سَيّـِدِ الْمُرْسَلِينِ، َلسَّلامُ عَلَيْکِ يا اُمَّ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمِينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا أَوَّلَ الْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا مَنْ أَنْفَقَتْ مالَها فِي نُصْرَةِ سَيِّدِ الاَْنْبِياءِ، وَنَصَرَتْهُ مَااسْتَطاعَتْ وَدافَعَتْ عَنْهُ الاَْعْداءَ، اَلسَّلامُ عَلَيْکِ يا مَنْ سَلَّمَ عَلَيْها جَبْرَئِيلُ، وَبلَّغَهَا السَّلامَ مِنَ اللهِ الْجَلِيلِ، فَهَنِيئاً لَکِ بِما أَوْلاکِ اللهُ مِنْ فَضْل، وَالسَّلامُ عَلَيْکِ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ
************************************************
قطعه و مفرد
خار
دخترم را همه جا مونس و غمخوار شويد
نگذاريد گلم زخمي هر خار شود
هجران
شادی كودكیام رفت ز هجرت مادر
حال من گوشه نشينِ غمِ هجران توأم
شرح
باز از غربت هجرت به خدا مادر جان
همچو آغازِ رسالت پدرم تنها شد
رباعي و دوبيتي
ياري
اگر چه زخم فراقت به قلب من كاریست
هنوز عطر تو مادر به سینهام جاریست
كنار بستر تو گفتمت كه بعد از تو
تمام قصهی من غصه و گرفتاریست
تقديم
مادرِ زهرا چو دل را بر نبي تقديم كرد
جانثاري بر محمد را به خود تصميم كرد
با فدای جان و مالش نزد زهرا دخترش
یاری رهبر نمودن را چنین ترسيم كرد
سلام
سلام حق به آنكه پای حق ماند
محمد همنشین و همسرش خواند
تمام ثروتش را نذر دین كرد
ولی هنگام دفنش بیكفن ماند
بوسه
ميان اشك گفتم دخترت را
نبوس اینقدر روی مادرت را
كه روزی با رخ نیلی به جنت
نماید پاك چشمان ترت را
غربت
دل من ماتمي ديگر ندارد
غمي جز غربت كوثر ندارد
شب وصلت كنارِ ياسِ من باش
كه زهرا دخترم مادر ندارد
اشعار عروضي
مادرِ ياس
در سوگ تو آتشين دلم مادرِ ياس
هجران تو گشته قاتلم مادرِ ياس
زهرا به كنارِ قبر تو ميگريد
از نالهي او منفعلم مادرِ ياس
هر ديدهي احمد آسماني ابريست
از آه نبي مشتعلم مادرِ ياس
در خلوت غم رسول با خود گويد
حلال تمام مشكلم مادرِ ياس
در بزمِ عزاي تو سرشكم جاريست
امشب شده غصه حاصلم مادر ياس
در ماه خدا اگر عزادار توأم
الطاف تو گشته شاملم مادرِ ياس
با جلب شفاعت پیمبر، شویت
كن در دو جهان تو قابلم مادرِ ياس
اشك
امشب كه از دو چشمام بارون غم میباره
خدا خودش میدونه تنها شدم دوباره
از رفتنت خدیجه افسردهام عزیزم
اما تمام فكرم، زهرای بیقراره
گاهی میون خونه، گاهی كنار قبرت
با آه آتشینی نام تو رو میاره
آروم نداره شبها خواب تو رو میبینه
بر چادرت خدیجه باغصه سر میزاره
دیدم كه لحظههایی در حجرهات میشینه
از گوشههای چشمش میریزه صد ستاره
جز اشك نیمه شبها جز نالههای تنها
درمون نداره زهرا، راهی دگر نداره
اما بگو چه سازم با این غم جدایی
با گریههای یاست، ای یار پر شراره
وفادار
اي يار وفادار كه رفتي ز برم
داغت شده خنجري ميان جگرم
آن لحظه كه خم شدم براي تدفين
تا شد دگر و نايستاد اين كمرم
با فاطمه دختر چه سازم بي تو
گريد به هواي تو بر اين چشمِ ترم
اي كاش غم تو را تحمل بكند
تنهايي دخترت به پیش نظرم
هر شام و سحر كنار قبرت آیم
دنبال گُل تو فاطمه در به درم
اي يار سفر كرده خدا يارت باد
من عقدهي دوريت به سينه ببرم
هر گاه كه دخترت نمازي خواند
ياد تو خديجه ميرسد بر نظرم
شوق
بيا اي محرم رازم، تو بودي شوق پروازم
شده نام تو دمسازم، چه سازم با دلِ زهرا
ز داغت خون جگر گشتم، ببين بي بال و پر گشتم
چو از قبر تو بر گشتم، بدون تو شدم تنها
به روز بي كسي یارم، شدی هر لحظه غمخوارم
مدد كن من گرفتارم، شدم از ماتمت شیدا
بیان بنگر به زهرایت، شده مدهوش رؤیایت
به یاد نور سیمایت، زند ناله كند غوغا
ببین با دخترت گریم، كنار پیكرت گریم
برای كوثرت گریم، كجایی محرم دلها
شكستم با نبود تو، چه خوش بودم ز بود تو
منم مدیون جود تو، به یادت میكنم نجوا
دلم گردیده ویرانه، سرایم گشته غمخانه
من و اشكی غریبانه، من و این ماتم عظما
اشعار نو
در حال آماده سازي ...
ذكر و سرود
خداحافظي
گردِ غمِ بي مادري، نشسته روي سرِ من
وقتِ خداحافظيِ، من و شماست مادرِ من
دلم دستِ غم و ماتم اسیره
دو چشمام شد مثِ ابرای تیره
الهی مادرِ خوبم نمیره
مادرم مادرم ای بیقرینه(2)
با رفتنت مادرِ من، زهرا رو مبتلا نكن
ميونِ دشمنا من و تنها نذار، رها نكن
تو لحظههاي آخرین، نگات و از نگام نگير
با خوندنِ اشهد خود، زخمِ دلم رو وا نكن
جن و انس و ملك با بیقراری
ناله دارن به لب با اشك و زاری
فاطمه، فاطمه مادر نداری
مادرم مادرم ای بیقرینه(2)
پيشِ خدا خاطرِ تو، خيلي عزيزه ميدوني
میون زنهای جهان، تو اوّلين مسلموني
تو حامي پدر شدی، تو لحظههای بیكسی
تو خاطرات این خونه، همیشه عاشق میمونی
تو رفتي و خونه گردیده خاموش
وجودت نمیشه هرگز فراموش
ببین جسم پاكت را كنجِ آغوش
مادرم مادرم ای بیقرینه(2)
شمع
ای ام الزهرا احمد از ماتمت گرید
بنگر چگونه دخترت در غمت گرید
چون شمعی سوزانند
از داغت نالانند
واویلتا واویلتا ـ آه و واویلا(2)
چون ابر ماتم دم به دم اشك غم بارند
در پای جسم اطهرت نالهها دارند
خون قلبِ دنیا شد
زهرایت تنها شد
واویلتا واویلتا ـ آه و واویلا(2)
با خود بگوید فاطمه با دلی مضطر
زهرا چگونه سرد كند بیتو ای مادر
از هجرت دلگیرم
بی تو من میمیرم
واویلتا واویلتا ـ آه و واویلا(2)
قبر
زهرای تو با حال خسته
پای قبرت غمگین نشسته
مادر بیتو قلبم شكسته
خداحافظ ای مادر من(3)
از داغ تو من بیقرارم
بر روی قبرت سرگذارم
بیتو من هم عمری ندارم
خداحافظ ای مادر من(3)
در هجر تو دل بیشكیبه
بابا بی تو خیلی غریبه
درد بابایم بیطبیبه
خداحافظ ای مادر من(3)
وای از این غم وای از جدایی
در خانه نیست بیتو صفایی
ذكرم گشته مادر كجایی
خداحافظ ای مادر من(3)
فدايي
من از آغاز دین،دین محمّد را كه دیدم
فدايياش شدم عشق نبوت را خریدم
به دل مُهرش نهادم
به پایش دل فتادم
همیشه شد مرادم
خداحافظ محمّد(2)
به خانه تا كه ميآمد نبي با قلبِ محزون
به اشك ديده ميشستم از او خاكستر و خون
الا ای عشق بیحد
مرا بر حقِ سرمد
سفارش كن تو احمد
خداحافظ محمّد (3)
روم يارا بود زهراي من پيشت امانت
مبادا دشمنان و سيلي و ضرب و اهانت
تو را زهرا حبيب است
چون من بر تو طبيب است
گل ياسم غريب است
خداحافظ محمّد (3)
شور و بحر طويل
خدیجه ام الزهرا(4)
الا یا ایها الناس رو دلم پا نذارید
مث من دخترم را دیگه تنها نذارید
یاس من بیشكیبه دختر من غریبه
توی باغ وجودش غصهها را نذارید
دخترم بیقراره آخه مادر نداره
توی این شهر كینه اون و شیدا نذارید
میون كوچه زهرا میشه بییار و تنها
دیگه بر روی ماهش رنگ غمها نذارید
روزی كه بعض دشمن میشه آتیش و آهن
پشت در دخترم را، زهرام و جا نذارید
واغربتا واغربتا(4)
هر دم كه تنها ميشدم
از غصه شيدا ميشدم
با شبنمي از خندهات
همچون گلي وا ميشدم
* * *
اي يارِ تنهايي من
دل بي تو در غوغا شده
بين خانهدار خانهام
دردانهات زهرا شده
* * *
نامت خديجه دم به دم
روي لبم در زمزمهاست
بي تو پرستار شبم
ام ابيها فاطمهاست
يا حضرت خديجه(س)
امشب كه بي قرارم ـ هواي گریه دارم ـ ببین كه از فراقت ـچه دلغمین و زارم ـ از نالههای زهرا ـ من خسته و فكارم ـ در بین ناله گوید ـخدا مادر ندارم ـ بيمادري چه سخته ـ بي مادرا ميدونند ـ نشونهي يتيما ـ چشماي غرق خونند ـ دلبند تو خديجه ـ مانده غريب و تنها ـ امشب به گريه گويم ـ واي از نگاهِ زهرا
وب نوشتِ پيش رو كه از سال 1383 به رشتهي تحرير درآمده و هنوز در حال تكميل است. استفاده از اشعار با ذکر منبع اشکالی ندارد. برای بهره مندی از اشعار به روز و سبک های آیینی می توانید به کانال رسمی حسن فطرس در تلگرام و یا صفحه اختصاصی در سایت امام هشت به نشانی های زیر مراجعه نمایید: