عيد غدير خم tek milad
حضرت امام علي(ع)
عيد سعيد غدير خم
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسّکين بولايت اميرالمومنين و الائمة المعصومين عليهم السلام
نادعلياً مظهر العجائب، تجده عونالـك في النوائب، كل هم و غم سينجلي، بعظمتـك ياالله، بنبوتـك يا محمد و بولايتـك ياعلي و يا علي و يا علي.
***********************************
قطعه و مفرد
كعبه ام
كعبه ام من حرم ايزد منان به كفم
من از اين منسب والا همه دم در شعفم
كعبه ام، ليك خودم عاشق شهر نجفم
چون علي گوهر من بود من او را صدفم
حاجيان كوي من و من كه به كوي علي ام
سرخوشم چون كه خودم حاجي روي علي ام
مرواريد
مژده بر دلدادگان خانهي حق ميرسد
بين كه مرواريد كعبه از صدف آمد برون
رباعي و دوبيتي
مجوز
از پرده چو روي دلبرم ظاهر شد
معشوق به پيشِ چشمِ دل نادر شد
اي دل تو بدان مجوزِ عشق و جنون
با عشق محمّد و علي صادر شد
ردّ
دل عاشق عشقِ بيعدد خواهد شد
آن عشق علي و تا ابد خواهد شد
در روز قيامت كه شكافد دلها
در دل كه علي نبود ردّ خواهد شد
شهد
آن كه كند مرهمِ هر دم عليست
در خوشي و سختي و ماتم عليست
گرچه محمّد گلِ دين من است
شهد گل مذهب من هم عليست
عقدهدار
اي عاشق خسته دان كه مرهم آمد
بر سينهي عقدهدار تو دم آمد
آن يار كه در قرب خدا جايش بود
با هيبت آدمي به عالم آمد
نام علي(ع)
در عرش و سماء نام علي(ع) تك شده است
در حلقه ي عاشقان چكامك شده است
ديده شب معراج دو چشمان نبي
بر بال فرشتگان علي(ع) حك شده است
شوق ولايت
دل من حرف خود را با علي(ع) گفت
دوباره جان گرفتش تا علي(ع) گفت
گمانم امشب از شوقِ ولايت
خداوند جلي هم يا علي(ع) گفت
بوتراب
امشب كه سري خراب دارم
در سينه طلاي ناب دارم
مستانه غزل خوان شده ام من
دل در يد بوتراب دارم
ولي الله
من وارث آيين نبي الله ام
من شير خدايم و وصلي الله ام
در بدر و حنين ديده اي رزمِ مرا
من حيدرم و علي ولي الله ام
حكايت
حكايت تاب زلفان علي است
جهان مدهوش مژگان علي است
تو مي داني كه عشق و عاشقي چيست؟
هدف از عشق چشمان علي است
هر نفسم
عشق تو شد چون به دلم منجلي
بر همه گفتم نه و بر تو بلي
چون نفسي مي كشم از سينه ام
هر نفسم نام تو گويد علي
خمار
چشم همه تشنه ي آن روي توست
شيعه خمارِ خم ابروي توست
باد صبا چون كه رسيد از نجف
آن چه مشامم برسد بوي توست
صبا
صبا گر بگذري بر كوي يارم
بگو با دلبرم، زيبا نگارم
به جون هر چي عشقه توي دنيا
گلِ عشقي به جز حيدر ندارم
اشعار عروضي
فانوس
امشب هلاكم ميكني با كنجِ ابرو يا علي
تا نيمه شب در فكرِ تو گشتم ثناگو يا علي
من كيستم؟ من چيستم؟ جز ذرهي ناقابلي
در پيش پايت ميزند جبريل زانو يا علي
گفتي به وقت مردنش هر كس تو را بيند علي
مردم بيا ديدارم اي يارِ سيه مو يا علي
راهم كجا؟ چاهم كجا؟ گم كردهام كوي تو را
دل عازم روي تو شد، ره را بگو كو يا علي؟
گفتم شب ميلاد تو گيرم ز تو مولا مدد
تا اين كه فانوس دلم گيرد ز تو سو يا علي
مشكل به كارم آمده، لطفي اميرالمؤمنين
دانم گره وا ميشود، با ذكر يا هو يا علي
بودي تمام عمر من غمخوار و يارِ سختيام
هستي به هر زخمِ دلي، درمان و دارو يا علي
حبّ علي(ع)
دشمن حيدر تو دمي گوش كن
حق كه نگفتم تو فراموش كن
نيست به جز عدل علي خشم تو
عين علي كور كند چشم تو
ذكر علي نور جلي است و بس
لام علي لطف علي است و بس
عشق علي جاريمان ميكند
ياي علي ياريمان ميكند
دير نپايد كه شكارش شويد
عالم و آدم همه يارش شويد
دست ملائك همه جام عليست
نور خدا مغز كلام عليست
غار حرا چشم نبي باز كرد
بعثت خود با علي آغاز كرد
عشق كه پابوس مرام عليست
فاطمه خود زنده به نام عليست
حق و حقيقت همه دم با عليست
حلقهي وصل من و تو يا عليست
* * *
نوش علي، جوش علي، هوش عليست
آنچه نشد هيچ فراموش عليست
بي علي عالم به خزان ميرود
با علي هر درد ز جان ميرود
هر كه بود بندهي حيدر رهاست
هر كه علي دوست نباشد فناست
حب علي جوي تو ديوانه شو
ذكر علي گوي تو مردانه شو
لحظهاي شاه نجف ياد كن
خانهي دل با علي آباد كن
جام علي نوش كه مستت كند
عشق علي يكّه پرستت كند
با علي تا عرش تو جولان دهي
بي علي كافر شوي و جان دهي
با علي بر كوه اثر ميكني
بي علي آخر تو ضرر ميكني
* * *
تا كه علي در دل من جا گرفت
زندگيام جور شد و پا گرفت
من به علي سرخوش و زندهام
تا به ابد دولت پايندهام
حشر بپرسند كه راه تو چيست؟
يا كه بگويند كه شاه تو كيست؟
چيست جوابِ تو ندانم ولي
هست جواب همهي ما علي
جان
يا ايّها الناس اين دلم را در گلستان يافتم
وقتي در او حبِّ علي، آن شاه مردان يافتم
من مرده بودم از ازل، ليكن به يومن نام او
شد زنده روحِ مردهام، من از علي جان يافتم
او در پسِ صد پرده و هرگز نديده چشمِ من
اما نديده عاشقش گرديدم، ايمان يافتم
وقتي به ذكر «يا علي» لبهاي من شد آشنا
گشتم دواي دردها، هم اين كه درمان يافتم
وقتي به درياي ولا خود را به آب انداختم
گشتم گداي مرتضي، ملكِ سليمان يافتم
دادم به دست آل حق دل را به رسم هديهاي
شكر خدا چون عاقبت جان نزد جانان يافتم
فطرس بگو بر عارفان از عشقبازيهاي عشق
من از عبادات علي معناي عرفان يافتم
سلام
يا علي مرتضي حيدر سلام
شيعه را تاج سر و سرور سلام
عالم آمد از برايت يا علي
عشق ميگويد ثنايت يا علي
سائل كويت شفايم ميدهد
بر همه دردم دوايم ميدهد
شيعه قلبش با ولايت ميتپد
قلب با شور لوايت ميتپد
نبض عالم زير دست پاك توست
اين همه شور و شعف پژواك توست
تو قسم ناري و در كف جنان
كعبه را بودي چو درّي در ميان
قبل از آن كه حق گلِ جسمت سرشت
نام نيكت بر درِ جنّت نوشت
حق براي خلقت شعري سرود
دربِ جنت رمز نامت را ورود
«هر كه خواهد سير از كوثر شود
بايد اوّل عاشق حيدر شود»
حيدرا هست همه از هست توست
لحظه لحظه عمرِ شيعه دست توست
امشب از عشق تو هر جا محشر است
بر دو چشم عاشقان صد گوهر است
خرم آن دل روشن از نور تو شد
دل سراسر غرقه در شور تو شد
ثاني آل كسا، شاه عرب
با وجوت گشته عالم در طرب
امير
ميلاد دلبر اومده ساقي كوثر اومده
شادي كنيد آي شيعهها آقامون حيدر اومده
نور نگاش دل ميبره از همه معشوقا سره
با تيغ ابروهاش علي هر دو دنيا رو ميخره
شجاعتش گفتنيه، پهلوونيش قيامته
سينه سپر، قد بلند، جنگيدنش حكايته
عاشقِ بيشمار داره، منصب تك سوار داره
تو دستاي با هيبتش، شمشيرِ ذوالفقار داره
از روزي كه اسم علي تو سينهام دلبري كرد
همه رگاي منتهي به قلبم و حيدري كرد
محبّت و عشق علي به بنده جون و پر داده
نخل وجود خستهام به ذكرِ اون ثمر داده
من با علي زنده شدم، با عشقِ حيدر ميميرم
ميگن ميآد آخر عمر، ميگم مدد اي اميرم
لحظه هاي ناب
شبي من را به سوي آب خواندند
مرا در عالم مهتاب خواندند
نمي دانم چه حالي داشتم من
به بيداري و يا در خواب خواندند
مرا با خود به كوي يار بردند
به بانگ عشق را دريّاب خواندند
به دستم جامي از كوثر نهادند
به سوي لحظه هاي ناب خواندند
شدم چون قطره بر برگ وجودم
مرا هم شبنم نمناك خواندند
نظر بر قامت نوري نموديم
كه نامش با دلي بي تاب خواندند
تمام دل به دستان بي محابا
علي گفتند و يا ارباب خواندند
به بالاي سرش قابي غزل بود
همه آن قطعه را بر قاب خواندند
جهان مولود زيباي علي را
به كعبه معجزي ناياب خواندند
گمانم وقت ضربت خوردن عشق
محل سجده را محراب خواندند
علي در علم، بعد از مصطفي بود
محمد شهر و او را باب خواندند
بدان فطرس كه يار مهدي اش را
در اين دنيا بسي كمياب خواندند
قبله نما
صفحه ي مجنون دلم بسته به موي حيدر است
خواب و خيال من فقط ديدن روي حيدر است
كعبه ي من، مناي من، مروه ي من، صفاي من
عقربه ي قبله نما، يكسره سوي حيدر است
حج نروم بدون او از چه به احرام شوم
چون حجر الاسود من چشم نكوي حيدر است
باد صبا كه مرده را حيات نو عطا كند
وزيدنش ذره اي از شميم بوي حيدر است
گاه دلم سوي نجف، گاه رود غدير خم
اين دل ديوانه ي من به جستجوي حيدر است
عزم سفر نموده ام تا حرم ابوتراب
مسافرم مقصد من رفتن كوي حيدر است
طعنه ي دشمن علي هيچ اثر نمي كند
مرحم نيش دشمنان، نوش سبوي حيدر است
نغمه ي جمع شيعيان يكسره باشد اين چنين
لعنت بي شمار بر آن كه عدوي حيدر است
هو يا علي(ع)
عشق تمام عالمي، هم جن و هم انس و ملك
هست از وجود پاك تو خلق السماء و الفلك
مشكل گشاي هر دلي نامت گره وا مي كند
هر كس دلم را بشكند نام پيدا مي كند
اي نور چشم مصطفي، مير و علمدار حنين
اي همسر خير النساء ، باب حسن باب حسين
شاه عرب، شير خدا، اي شافعِ روز جزا
شيعه بگويد يك صدا، هو يا علي مرتضي
وقتي كه از هو يا علي در محفلي دم مي زنم
كاخ تمام دشمنان يك باره بر هم مي زنم
دستم بگير اي پادشه در درگهت چون نوكرم
باشد برايم افتخار، اينكه غلام حيدرم
عشق علي(ع) است و بس
پادشه و تاج سر عشق علي است و بس
اسوه ي ايمان، گوهر عشق علي است و بس
چونكه ولادت شده در كعبه ي عشق و صفا
فاش بگويم پسر عشق علي است و بس
اي كه هواي غم عشاق نمودي بدان
مرحم هر دردِ سر عشق علي است و بس
دور و بر فاطمه چون شمع علي سوخته
دان كه چرا بال و پر عشق علي است و بس
گشته به هر جنگ، چو سدّي بَرِ پيغمبرش
چونكه تهنتن سپر عشق علي است و بس
عشق حسين و حسن و زينب نالان او
اين سه همه خود شرر عشق علي است و بس
گر چه ابالفضل قدش سر و رخش چون مه است
اوست ز نسلِ قمرِ عشق علي است و بس
تفسير انما وليكم الله و رسوله ...
لحظه اي عاشقانه خو گشتم
با دلم گرم گفتگو گشتم
نيمه شب بود و نيمه هاي رجب
گفتم اي دل چها كنم ز طرب
دل بگفتا به عشق شا ه جهان
استخاره نما تو با قرآن
هر طليعي در آن نمايان شد
معني اش رمز مستي جان شد
اين من و دل، تقدس هر آه
وا نمودم به ذكر بسم الله
آيه اي شد عيان چو نور ماه
مائده بود و پنجم از پنجاه
آيه را بر حريم لب راندم
معني اش را براي دل خواندم
دين پرستان ولايت از والاست
حق ولي و پيمبرش مولاست
ديگر آن كس ولايتش عظماست
كاو سرشتش ز عالم بالاست
با خدا در نماز خود نازد
در نمازش زكات پردازد
دل كمي در خودش تعقل كرد
با رگ قلب من تفعل كرد
گفت و با من حديث آن داني
گر نداني چو مرده بي جاني
سائلي لحظه ي صلات عشق
او طلب مي كند زكات عشق
گوهري از سلاله ي مهتاب
در ركوعش چو عاشقي بي تاب
با اشارت زكات او داده
همچو شاهي برات او داده
تا كه انگشترش برون گرديد
آيه ي حق به راكعون گرديد
آن كه باشد نماز مي سازد
در نمازش زكات پردازد
آن كه باشد بهشت در بالش
هستيان را شفا دهد شالش
كيست آن، حل مشكلش خوانند
مير ذات السلاسلش خوانند
كيست آن با نگاه روحاني
راهبي را كند مسلماني
كيست او، ياور نبي الله
غير حيدر، علي ولي الله
يا حيدر
وقتي كه مي گم يا حيدر، دلِ من پرنده مي شه
توي سبقت از ملائك، باز دلم برنده مي شه
مي گن عاشقاي مولا، اشكاشون مثلِ گلابه
چونكه در تموم دنيا، گلشون ابوترابه
كسي كه ديوار كعبه، پيش مقدمش دو تا شد
عاشق ولادت اون، نه كه ما بلكه خدا شد
«اگه گلهاي بهار، همه عالم رو بگيره
گل حيدر گل عشقه، هيچكي جاشو نمي گيره»
امشب از عشق وجودش، چشامون بارون مي باره
واسه شهر نجفِ اون، دلامون چه بي قراره
مي خوام امشب تا سحرگاه، دلمو رو دست بگيرم
با تمامي توانم، يا علي بگم بميرم
دنياي من
به خدا قسم علي تموم دنياي منه
هر كجا علي باشه منزل و مأواي منه
اين دل عاشق من مست علي مرتضاست
درد من درمون من دست علي مرتضاست
به جز از عشق علي چيزي رو در دل ندارم
عاشق علي ام و ذره اي مشكل ندارم
هر كي عاشق علي باشه چيزي كم نداره
روز محشر كه مي آد غصه و ماتم نداره
چشم من منتظره ي لحظه ي ديدارِ توئه
دلم افتاده به خاك مجنون و بيمارِ توئه
قسمتم كن آقا جون نجف زيارت بكنم
كنار ضريح تو عرض ارادت بكنم
مولانا علي(ع)
عالمي اين جمله مي گويند مولانا علي
دل ز هر آشفته مي شويند مولانا علي
تو به دل دادي علي جان سائلي عشق خود
سائلان هر لحظه مي جويند مولانا علي
خاكيان با گُل ولي افلاكيان با بوي عشق
اين به لب دارند و مي بويند مولانا علي
لاله و ياس و شقايق همچو گلهاي دگر
جمله از عشق تو مي رويند مولانا علي
خيل آنان كه طريق عشق حق طي كرده اند
راه تو پيوسته مي پويند مولانا علي
هو يا اميرالمؤمنين(ع)
توتياي هر دو چشمم گردِ راه حيدر است
من كه يك عمري حياتم در پناه حيدر است
هر كسي روي نگارش دل به يغما مي برد
آن چه برده هوش من آن روي ماه حيدر است
هر كه گويد نغمه ي هو يا اميرالمؤمنين
يار حيدر مي شود جزء سپاه حيدر است
با وصالش خوانده ام درس شهامت در الست
گريه هاي روز و شب يك ذره آه حيدر است
چشم او ديوانه كرده چشم من را از ازل
حسرت چشمان من گوشه نگاه حيدر است
رمز يا زهرا به وقت حمله ي شير خدا
ضربه هاي از ذوالفقار و تكيه گاه حيدر است
هر كه دارد آرزويي در سراي زندگي
آرزوي من فقط آن بارگاه حيدر است
علي(ع) مدد
من و از كوچيكي نوكر علي صدا زدند
بچه بودم به گوشم حلقه ي مرتضا زدند
مادرم با اسم اون قلب منو ديوونه كرد
شهدِ جانِ من و با نام علي نموونه كرد
من شدم شيعه ي حيدر، آدمي با اقتدار
نام اون براي من شد سَنَدي، يه اعتبار
دل من پر زد و رفت كنج نجف خوونه گرفت
دست من پياله شد از اون يه پيمونه گرفت
عهد خود بستم و خووندم نام اون رو بي عدد
دست به زانو زدم و صدا زدم علي مدد
هر كي دلداري داره، من مه و ماهم عليه
شب قبر و تاريكي، پشت و پناهم عليه
مي دونه دوستش دارم، مهتاب قلبم عليه
به خدا غلامش ام، ارباب قلبم عليه
حيدري مذهبم و عاشق ايوون طلاش
زندگيم و مي ريزم هر روز و شب زير پاهاش
مي گن اربابم علي لحظه ي تلخ مردنم
برق شيرين نگاش مرحمي مي شه بر تنم
كاشكي صد مرتبه، مرگم رو در آغوش بگيرم
تا با ديدن علي زنده بشم باز بميرم
اگه دشمناي اون طعنه به شيعه مي زنند
طعنه رو از روي خشم و بغض و كينه مي زنند
يه روزي خدا به ما شاه گُل و گلاب مي ده
مهديِ علي مي آد به دشمنا جواب مي ده
اقتدار
دين اسلام ناب احمد را، مركز اقتدار علي باشد
در سراي خيال هر مردي، مرد با اعتبار علي باشد
گر پيمبر رسول ايمان است، عهده دار كليد قرآن است
شير ميدان غزوه ي ايثار، يكه و تكسوار علي باشد
گر چه رهراست مادر سادات، گر چه زهراست ام آل الله
شيعه را مايه ي مباهات است، شوهر بي قرار علي باشد
مجتبي گر كه يوسف زهراست، او ز نسل اصيل زيبائيست
چونكه يوسف ز صلب يعقوب است، مجتبي را تبار علي باشد
گرحسين بنحضرتحيدر، همچو لاله نشسته در خون است
هان بدان اي اسير ثارالله، صاحب لاله زار علي باشد
زنيب از آن سبب خطيبي شد، در ميان محافل دشمن
چون كه استاد عرصه ي درسش حيدر نامدار علي باشد
آن يلي كه به غرشش دشمن لرزه بر قامتش نمايان شد
نام او بود حضرت عباس، او ز نسل نگار علي باشد
در غدير آمدش پيمبر خود، پيش چشم ملائك و آدم
گفت بعدِ من بدان عالم، رهبر ماندگار علي باشد
اصل قرآن و قاري و ترتيب، اصل ايمان و منشأ تكبير
روزه و هم نماز و خمس و زكات، صاحب ذوالفقار علي باشد
اشعار نو
در حال آماده سازي ...
سرود
قدح
حيدريون گل بريزيد كه دل و دلبر آمد
روح و روان ما علي ساقيِ كوثر آمد
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
ز مي آن ميخانهات قدحي بده بنوشم
مرامِ عاشقي تو زده حلقه به گوشم
شدهام من ديوانهات برده عشقِ تو هوشم
گلِ محبت تو را به عالم نفروشم
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
حيدريون گل بريزيد كه دل و دلبر آمد
روح و روان ما علي ساقيِ كوثر آمد
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
دلم امشب پروانهي گلِ رويت علي جان
تن و جانم فداي يك تارِ مويت علي جان
شدهام من سرگشتهي سر كويت علي جان
گره خورده كار دلم به ابرويت علي جان
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
حيدريون گل بريزيد كه دل و دلبر آمد
روح و روان ما علي ساقيِ كوثر آمد
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
دلِ عاشق پر ميزند به سوي بارگاهت
بده تسكين دردِ مرا فداي روي ماهت
همه عمرم بردم به دل حسرتِ يك نگاهت
مركزِ پرگارِ دلم شده خالِ سياهت
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
حيدريون گل بريزيد كه دل و دلبر آمد
روح و روان ما علي ساقيِ كوثر آمد
علي علي علي علي ـ علي مولا ـ علي جان (2)
مهر
ساقي كوثر آمده
حضرت حيدر آمده
مهرِ وصي مصطفي، كرده مرا اسيرِ عشق
دار و ندار و هستيم، آمده آن اميرِ عشق
ساقي كوثر آمده
حضرت حيدر آمده
فاطمهي بنت اسد، نشسته در حريم حق
آن كه بود به دامنش، شاه عرب زعيم حق
ساقي كوثر آمده
حضرت حيدر آمده
از قدم شيرِ خدا، كعبه و مكه در سرور
ولوله در عرش و سما، كودكي آمده ز نور
مهر و محبت علي به دل شراره ميزند
ديدهي شيعيان همه دم از نظاره ميزند
ساقي كوثر آمده
حضرت حيدر آمده
مولانا
عشق تو شد پناه من ـ علي مولا علي
حبّ تو تكيهگاه من ـ علي مولا علي
من ز تو شادم وصي مصطفي
دل به تو دادم علي مرتضي
اي يارا ـ يا حيدر
دلدارا ـ يا حيدر
مولانا ـ يا حيدر
مولانا يا حيدر (3)
مهر تو حاصلم شد ـ به خدا روز و شب
عشق تو قاتلم شده ـ شدهام جان به لب
كن تو خلاصم دل من را بگير
تا كه شوم من به وصالت اسير
اميدم ـ يا حيدر
خورشيدم ـ يا حيدر
ناهيدم ـ يا حيدر
مولانا يا حيدر (3)
از همه دل بريدهام ـ به تو دل بستهام
از كرمت شنيدهام ـ از همه خستهام
در حرمت مرغ دلم پر زده
پشت درِ خانهي تو در زده
ايمانم ـ يا حيدر
پيمانم ـ يا حيدر
جانانم ـ يا حيدر
مولانا يا حيدر (3)
شمس جمالِ حضرتت ـ همهي حسرتم
زيارتت كي بشود ـ ثمرِ حاجتم
ورد زبانم شده ذكرِ علي
خواب و خيالم شده فكرِ علي
غمخوارم ـ يا حيدر
اي يارم ـ يا حيدر
دلدارم ـ يا حيدر
مولانا يا حيدر (3)
شعف
شب عاشقا رسيد، اومده وقتِ شعف
كعبه غرق شادي و اومده شاهِ نجف
چاره سازم اومده
راز و نيازم اومده
حضرت شيرِ خدا
روحِ نمازم اومده
يا حيدر ـ يا حيدر
يا علي علي مدد (4)
پا گذاشته تو جهان، ثاني آلِ كسا
حضرت حيدرِ عشقِ، قاضي بحرِ قضا
همه هستم اومده
عشقِ الستم اومده
اون كه تموم زندگيم
گرفته دستم اومده
يا حيدر ـ يا حيدر
يا علي علي مدد (4)
ميون آسمونا همه جا جشن و سرور
همهي زمينيان محو اون حضرتِ نور
دل و دلبر اومده
زر و گوهر اومده
مرتضي اون ساقي
حوضِ كوثر اومده
يا حيدر ـ يا حيدر
يا علي علي مدد (4)
بلور چيني
امشب كه فصل بلور چيني نخل طلاست
با من بگو دلت دستِ شير خداست
هر جا باشه ـ هر چي بشه ـ فقط درگيره يارمه
هر كي مي خواد ـ هر چي بگه ـ علي مولا نگارمه
علي علي علي ـ علي مولا(4)
درد جهان به گوشه ي چشمش دوا شود
واي آن زمان كه دل به رخش مبتلا شود
تو شهر عشق و عاشقي ديونه ي عشق دلبرم
تو كوچه هاي مجنوني در به درِ كوي حيدرم
علي علي علي ـ علي مولا(4)
به نام حيدر
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
دلي دارم به نام حيدر
دلبري دارم به نام حيدر
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
سري دارم به نام حيدر
سروري دارم به نام حيدر
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
ياري دارم به نام حيدر
ياوري دارم به نام حيدر
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
دل هر كي يه جايي بنده
واسه ي دلبري مي خنده
دل من هم علي پسنده
واسه مولا فقط مي خنده
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
دل من غوغايي نداره
جز علي سودايي نداره
دل عاشق به عشق حيدر
تو جهنم جايي نداره
علي مولا علي علي جان (2) يا علي مولا علي علي جان (2)
روح نمازم
علي اي راز و نيازم ـ علي اي روح نمازم (2)
علي جانم علي جانم علي جانم علي جانم (2)
وصي الله تويي حيدر، ولي الله تويي حيدر
همه ي حاصلِ دينِ ، نبي الله تويي حيدر
علي اي راز و نيازم ـ علي اي روح نمازم (2)
علي جانم علي جانم علي جانم علي جانم (2)
هر كه دل بر تو سپرده، زنده باشد نه كه مرده
به سرا پرده ي عشقت، دل عالم گره خورده
علي اي راز و نيازم ـ علي اي روح نمازم (2)
علي جانم علي جانم علي جانم علي جانم (2)
تو كه سلطان جهاني، به جهان روح و رواني
به سر انگشت نگاهت، شود عالم دوراني
به سرت تاج شهامت، به كَفَت جام شهادت
عَلَم سرخ عروجت، شده محراب عبادت
علي اي راز و نيازم ـ علي اي روح نمازم (2)
علي جانم علي جانم علي جانم علي جانم (2)
همه كس نام تو گويد، همه جا عشق تو جويد
لاله و ياس و شقايق، همه با اذن تو رويد
يا علي شير خدايي، به مَلَك شاه و همايي
سائلان بر تو بنازند، كه تو دنياي سخايي
علي اي راز و نيازم ـ علي اي روح نمازم (2)
علي جانم علي جانم علي جانم علي جانم (2)
نگهدار
علي نگهدارمنه ـ علي جان علي جان علي جان
ذكر علي كار منه ـ علي جان علي جان علي جان
چشماي زيبايي داره ـ علي جان
قد تماشايي داره ـ علي جان
بگم ز ناز خنده هاش ـ علي جان
خنده ي گيرايي داره ـ علي جان
علي نگهدارمنه ـ علي جان علي جان علي جان
ذكر علي كار منه ـ علي جان علي جان علي جان
اگه دل و شيكار كنه ـ آقامون
دل مي مونه چيكار كنه ـ آقامون
مي تونه با چشمِ سياش ـ آقامون
خدا رو بي قرار كنه ـ آمون
علي نگهدارمنه ـ علي جان علي جان علي جان
ذكر علي كار منه ـ علي جان علي جان علي جان
دلم براش تاب و تبه ـ به والله
خواب و خيالم هر شبه ـ به والله
اين و بگم صفا كنيد ـ به والله
عشق حسين و زينبه ـ به والله
علي نگهدارمنه ـ علي جان علي جان علي جان
ذكر علي كار منه ـ علي جان علي جان علي جان
توي چشاش يه الماسه ـ ماشاء الله
عطر تنش بوي ياسه ـ ماشاء الله
عيد ولادت عليست ـ ماشاء الله
روزِ باباي عباسه ـ ماشاء الله
علي نگهدارمنه ـ علي جان علي جان علي جان
ذكر علي كار منه ـ علي جان علي جان علي جان
نذر
همه ي زندگيم، نذر وجودِ علي شد
سبب خلقت من، بسته به بودِ علي شد
ديوونه ي تو بودن ـ واسه من سرنوشته
خدا رو قلبم اوّل ـ نام حيدر نوشته
آقام آقام يا حيدر، آقام آقام يا حيدر(4)
آقاي مهربونم، امير المؤمنينم
مددي تا نَمُردم، نجف را ببينم
آقا در طول عمرم ـ عشق تو رو خريدم
زيباتر از تو دلبر ـ تو اين جهان نديدم
آقام آقام يا حيدر، آقام آقام يا حيدر(4)
همه عالم مي دوونند، كه تو دامِ تو هستم
مثِ آهوي وحشي ـ فقط رامِ تو هستم
دلم اينو مي دونه، كه چقدر مهربوني
شب تاريك قبرم، خودتو مي رسوني
آقام آقام يا حيدر، آقام آقام يا حيدر(4)
عشق الست
علي اي عشق الستم ـ دل و دينم به تو بستم
ز خمِ عشق تو مستم ـ تا ابد حيدري هستم
تو دين و دنياي مني (يا علي مولا)
تمام سوداي مني (يا علي مولا)
امير و مولاي مني (يا علي مولا)
اميد فرداي مني (يا علي مولا)
يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي (2)
هست تمام هستيان (هست از حيدر (3))
مستي عاشقان دين (مست از حيدر (3))
علي اي باغ و بهارم ـ تويي محبوب و نگارم
در شب اوّل قبرم ـ من اميدي به تو دارم
پشت و پناه من تويي (يا علي مولا)
گرمي آه من تويي (يا علي مولا)
اوج نگاه من تويي (يا علي مولا)
رهبر راه من تويي (يا علي مولا)
يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي (2)
نظر نما شاه عرب (شير يزدان (3))
مدد علي مرتضي (شاه مردان (3))
تويي سلطان كرامت ـ تويي آن شاه شهامت
فاتح قلعه ي خيبر ـ من به قربان مرامت
تو جانشين احمدي (يا علي مولا)
حجت حق سرمدي (يا علي مولا)
بر همگان سرآمدي (يا علي مولا)
نور دلِ محمّدي (يا علي مولا)
يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي ـ يا مرتضي (2)
شور و بحر طويل
علي علي علي(ع)
علي امام اعظمه ـ علي علي علي
علي وصي خاتمه ـ علي علي علي
* * *
علي ذكر هر دمه
علي درد و مرهمه
علي شوق شبنمه
علي شاه زمزمه
علي اشك نم نمه
علي تنها همدمه
* * *
علي پادشاهمه
علي ارباب همه
علي اشك و آهمه
علي نور و راهمه
علي مهر و ماهمه
علي در نگاهمه
علي جانپناهمه
علي تكيه گاهمه
علي علي يا علي(2)
هر دل با صفا ميگه ـ علي علي يا علي
نواي بينوا ميگه ـ علي علي يا علي
نغمهي عاشقا ميگه
حتي خودِ خدا ميگه
* * *
عشق ميگه وفا ميگه
مروه ميگه صفا ميگه
مكه ميگه منا ميگه
زمين ميگه سما ميگه
حضرت مصطفي ميگه
فاطمه ي زهرا ميگه
* * *
زمزمه و صدا ميگه
بقيع و كربلا ميگه
حضرت مجتبي ميگه
حسين كربلا ميگه
محراب مسجدها ميگه
زينبِ مرتضي ميگه
* * *
دشت ميگه دمن ميگه
غنچه ميگه چمن ميگه
لاله و ياسمن ميگه
آهوي در ختن ميگه
سلولهاي بدن ميگه
رگهاي قلب من ميگه
* * *
نغمه و زمزمه ميگه
ذكر لب همه ميگه
عباس و علقمه ميگه
يوسف فاطمه ميگه
* * *
هر يارِ بي حبيب ميگه
بيمار بي طبيب ميگه
اين دلِ بيشكيب ميگه
آشنا ميگه غريب ميگه
جانم علي (2) اي جان جانام علي
دل تشنهي جام تو شد ـ دل كشتهي نام تو شد ـ دل مرغك بام تو شد ـ دل آهوي رام تو شد ـ كنج كمان ابروي تو ـ پيچ و خم آن موي تو ـ بر من شعف ميآورد ـ بوي نجف ميآورد ـ مستم من از ميلاد تو ـ هستم دمادم ياد تو ـ سوز و گداز من تويي ـ راز و نياز من تويي ـ ماه دل آراي مني ـ تو دين و دنياي من ـ من با تو خو گيرم علي ـ از تو سبو گيرم علي ...
علي(ع) يا علي(ع)
عبد اميرم ـ عاشق پيرم ـ امشب و مستِ ـ خمِ غديرم
بعد نبي ام ـ علي ولي ام ـ شاكرِ لطف ـ ربِّ جليّم
گوهر افلاك ـ اي پدر خاك ـ تو جانشينِ ـ سيّد لولاك
ساقي كوثر ـ فاتح خيبر ـ به حق نهاده ـ نام تو حيدر
همسر زهرا ـ وصيِ طاها ـ اي كه تويي تو ـ سيّد و مولا
حجّت يزدان ـ حامي قرآن ـ رهرو راهت ـ پيرو ايمان
علي(ع)
از الستم ـ با تو هستم ـ من به عشقت ـ ديده بستم ـ هر زماني ـ دل شكستم ـ من به نامت ـ دل رو بستم ـ دل تو باشي ـ دل پرستم ـ مي تو باشي ـ مي پرستم ـ از خود و از ـ جمله رستم ـ در ره تو من نشستم ـ بين خوابم ـ تب و تابم ـ تا كه ديدم ـ عشق نابم ـ با خودم اين ـ جمله گفتم ـ دل به دستم ـ دل به دستم ـ تا تو هستي ـ من كه هستم ـ تا تو باشي ـ من چه هستم ـ اي نگارم ـ نوبهارم ـ تكسوارم ـ گلعذارم ـ شمع عشقِ ـ شام تارم ـ بي قرارم ـ بر تو يارم ـ دل فكارم ـ ترسم آخر ـ خون ببارم ـ هر دمي تو ـ كار و بارم ـ كم ندارم ـ غم ندارم ـ تا تو باشي ـ در كنارم ـ هر چه دارم ـ از تو دارم ـ تا دمي در ـ سينه دارم ـ از علي دل ـ بر ندارم ـ سوز و سازم ـ اي نيازم ـ رمز و رازم ـ بر تو نازم ـ تا تو هستي ـ دلنوازم ـ پيش دشمن ـ من نبازم ـ من كه تنها ـ بر تو نازم ـ از جهاني ـ بي نيازم ـ با تو هر جا ـ من بتازم ـ اي نگارِ ـ چاره سازم ـ خال تو مهرِ نمازم ـ اي تو دلبر ـ اي تو سرور ـ اي تو رهبر ـ اي تو ساقي ـ تويي باقي ـ تويي ساغر ـ تويي زيور ـ تويي مهتر ـ تويي بهتر ـ تويي عشق ـ دلِ كوثر ـ تو كه ياري ـ به پيمبر ـ تويي صفدر ـ تويي ياور ـ تويي ميرِ ـ همه لشكر ـ تويي مولا ـ علي حيدر ـ علي حيدر ...
وب نوشتِ پيش رو كه از سال 1383 به رشتهي تحرير درآمده و هنوز در حال تكميل است. استفاده از اشعار با ذکر منبع اشکالی ندارد. برای بهره مندی از اشعار به روز و سبک های آیینی می توانید به کانال رسمی حسن فطرس در تلگرام و یا صفحه اختصاصی در سایت امام هشت به نشانی های زیر مراجعه نمایید: